ميرزا مهدى نواب طهرانى
31
دستور الأعقاب ( فارسى )
صحّت و سقم اخبار اجتهاد كند ، تجّار نيز در زيادتى و نقصان هرمال و هرملك بايد اجتهاد كند . همچنانكه مجتهد فنون مسائل و حكم را بايد بداند تا بر حقيقت و حقيّت فتوى از روى بصيرت و حق تواند حكم كرد ، سوداگر و بازرگان نيز بايد بر فنون معاملات هرملك و هر مال عارف و دانسته باشد . همچنانكه گيلانى در كار ابريشم كرد ، كتمان سراير و ضماير مفيد فوايد است : گفت پيغمبر كه هركو سر نهفت * زود گردد با مراد خويش جفت كتمان السرّ يعقب السلامة و افشاؤه يورث الملامة . همچنين ديده مىشود دولى كه طرق و معابر ملكشان از قطاع الطريق مصون و محفوظ است و مدار دادن و ستدن و معاملاتشان منتظم و منتسق است ، صاحب سامانترند از ملكى كه حساب و احتساب ندارند ، چنان كه پيغمبر پاك گويد : عليكم بالسواد الاعظم . از ثقات شنيده شد كه ظروف هفتصد ساله در خانهها ديدهاند و مشهود است كه سپاه نظام اگرچه قليل باشند بر غير نظام غالبند . آرى به اتّفاق جهان مىتوان گرفت و مىبينم اشخاصى كه به رياضت خانه مىروند و بر فنون فن آگاه مىشوند ، به ساير اگرچه به قوّت فزون باشند غالب مىآيند . براهين برين مدّعا لا تعدّ و لا تحصى است . پس معلوم ساختيم كه تهيّه اسباب و ترتيب مقدّمات متضمن است حاصل و ثمر را بداند كه در تبديل و تغيير دول ادراك مناصب و تحصيل منافع سهلتر ميسّر است تا زمان انتظام و امتداد دولت : ادا انصرف السلطان لا بدّ لازم * تغيّر اوضاع و تبديل حالته تعزّ الاذلّاء و يشرف واضع * فلا يستدام الحال عند اصالته كما قال الله تعالى : إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا